تبليغاتX
قصه گوي عشق

قصه گوي عشق

ز غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد ... عجب است محبت من كه در او اثر ندارد

salam nemigam ,hich vaght nemikham ke ye chizio asoon shoro konamo asoon tamomesh konam.in weblog mese zendegie man mimoOne, mese doost ke har vaght delam migire, roOsh naghashi mikonam , bahash harf mizanam, dardo delamo behesh migam ke aroOm sham ,EmroOzam ke badeee modat haaaa omadam ye nagahi be in dooste ghadimi kardamo goftam ey vay bar man ke faramoshet kardam,toyi ke har lahze ba man boodio mano tanha nazashti,ye sheriii hast kheyliii doOsesh daram,harfe delamo mizane ,vaghti behesh goosh midam JoOn migiram,emroozam roozie ke in dooste hamishegi baz yade man kardo goft ke age hame age eshghet behet posht kard man barat hamishe hastam ,in upam  baraye kasieee ke kheyli rahat omad too zendegimo rahat mikhad bere , vali nemidoOne ke in dele asireee man mahaleeee koOta biad ,in eshgh bayad befahmeee ke asheghesham,in haghe mane ke behesh befahmoonam,haghe mane ke harf bezanam, haghe mane ke gele konamo bazam haghame ke hamishe begam doOoOsesh daram

YE LAHZE CHESHMATO BEBAND

 


dari migzari az man ,dari rad mishi asoon , harfi barat nadaram , boghzamo kardi penhoon, ashkamo dar miyari vali engar na engar

ye lahze cheshmato beband ,shayad mano yadet biad,hamon ke besh gofti ye rooz jaye to hichkas nemiad, in shere asheghoone nist, ye eltemase khoobe man , ghororo gerye mikonam,nashkan mano , pasam nazan, chan bar bayad be cheshme to, beshkanam aroom begiri? begoo cheghad gerye konam to dg az pisham nari, begoo cheghad ashk berizam ,to mano tanha nazari,daram be cheshmat baj midam ta to begi doosam dari,

amma man hanooz dooset daram bedoon, age hatta ghalbeto pas begiri, age mese emroozam behem begi, nemikham toro mitooni ke beri, hanoozam cheshmato miparastamo, bito har lahzaro dargire toam, too khialam dastato migiramo, bazam ehsas mikonam pishe toam

FaGhat mikham behet begam ke bedoOni asheghetaam,BedoOni ke migam zendegie mani , nafase mani,hame chie mani, har lahze toO khatere mani yani chiii<3333

DoOoOOSeT DaRaM

( M )

+نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت1:59توسط سيما |

سلامممممممممممممممممممممم

خدا جونم چاکرتممممممممممممممممممم

دمت گرم که این روی ما رو زمین ننداختی

بچه ها از دعا های همتون ممنونم

آخ جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون

دوستم به هوش اومده و حالش خوب شده

من دیگه برم

تا بعد بابای

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت20:57توسط سيما |

سلااااااااااااااااااااااااام
خوبين؟
آشتي كردم آشتييييييييييييييييييييييييييييي
ميگم خودمونيما خدا چه زود عمل كرد .
آخي امتحانام تموم شدن .خسته نباشم .
خوب بود بد نبود .
ديگه سعي ميكنم زود به زود آپ كنم .


كاش!
  به يادت مي افتم و پر ميشوم از بغضهايي كه نشكفته.نميدانم مثل پنجره هاي غبار گرفته و تبسم هاي خاموش شده فراموش شده اي يا نه؟
من با تو سفر كردم هزاران بار به گذشته.بي تو هيچ گيسويي در آينه ها شانه نمي شود و حتي پريشان نمي شود.مرا به تو مي رسانند خاطره ي چشم هاي معصومانه ات.اينجا انگار دلواپسي هاي من بي تو آغاز مي شوند.اينجا انگار بي تو از نگاه روشن كسي خبري نيست!

بغض!
شايد بغضم مانند بغضي است كه همه ي عاشقان در گلو دارند و نگاهم مانند نگاهي است كه فقط به آسمان دوخته شده است.قفسه سينه ام فرياد هايم را در خود حبس مي كند.آسمان چشمانم ابري است .در اين هنگام دلتنگي ام فقط عشقم است.


دلتنگي!
گويي سال هاست كه از ديدارمان گذشته و من بيشترين دلتنگي هاي عمرم را تجربه مي كنم.در انتظار دوباره ديدنت بي تاب مي شوم و آرام زمزمه مي كنم كاش مي شد يك بار ديگر صداي ملكوتي ات را بشنوم .
تقديم به  همه ي عاشقاي دنيا و همچنين عشق خودم .

تابستون خوبي رو شروع كنيد .فعلا تا بعد باي همگي!

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت15:2توسط سيما | |

سللللللللللللللللللللللللام گلاي من

 
من بعد از قرنها دوباره اومدم


اميد وارم كه حال همتون خوب باشه


اين يه آپ استثنايي  به خاطر اين كه 2 تا مناسبت داره اوليش اومدن عيد دوميشم

 تولد يكي از دوستام


اول از همه بايد بگم كه سال 86 هم با يه چشم به هم زدن اومدو رفت هر چند

امسال يه سال خيلي خوب براي من بود چون تو اين سال با دو تا آدم گل آشنا شدم

 يكيش طنازجون اون يكيشم ديگه ديگه اسمشو نميگم تولدم تولد همون شخص

 البته به جز اينا چند تا دوستاي خيلي خوبم دارم كه همين امسال باهاشون دوست

شدم
من كه تا سال تحويل شد اومدم تا آپ كنم آخه من خيلي حولم


و اومدم تا بگم عيد همتون مبارك


اميد وارم كه سال خوبي در كنار عزيزانتون داشته باشين كه براي همتون خوب باشه


جدن هر كسم كه تو اين پست نظر بده هر يه نظرش براي من يه عيدي ببينم كي از

همه بيشتر به  من عيدي ميده   


بي صبرانه منتظرم تا بفهمم كه اون شخص كيه


حالا بگذريم اولين مناسبت كه تموم شد حالا ميرسيم به دومين مناسبت


امروزم يكي از بهترين روزاي زندگي منه امروز تولد يكي از دوستاي خيلي ناناس منه 

 
و يكي از همون دوستايي كه من امسال باهاش آشنا شدم كه خيلي دوسش دارم و

 حاضر نيستم هيچ وقت ازش جدا شدم و الانم با تمام وجود بهش ميگم تولدت مبارك


اصلا هر كي امروز تولدش بهش ميگم  

                                       تولدت مبارك 
اسمشم نگفتم كه همه توش بمونين


اين شعرم تقديمش ميكنم به همه ي دوستاي عزيزم كه شما ها باشين

 کسی که مثل هیچکس نیست


من خواب دیده ام که کسی میآید
من خواب یک ستاره ی قرمز دیدهام
و پلک چشمم هی میپرد
و کفشهایم هی جفت میشوند
و کور شوم
اگر دروغ بگویم
من خواب آن ستاره ی قرمز را                
وقتی که خواب نبودم دیده ام
کسی میآید
کسی میآید                                           
کسی دیگر
کسی بهتر
کسی که مثل هیچکس نیست، مثل پدر نیست ، مثل انسی
نیست ، مثل یحیی نیست ، مثل مادر نیست
و مثل آن کسی است که باید باشد
و قدش از درختهای خانه ی معمار هم بلندتر است
و صورتش
از صورت امام زمان هم روشنتر
و از برادر سیدجواد هم
که رفته است
و رخت پاسبانی پوشیده است نمیترسد
و از خود سیدجواد هم که تمام اتاقهای منزل ما
مال اوست نمیترسد
و اسمش آنچنانکه مادر
در اول نماز و در آخر نمازصدایش میکند
یا قاضی القضات است
یا حاجت الحاجات است
و میتواند
تمام حرفهای سخت کتاب کلاس سوم را
با چشمهای بسته بخواند
و میتواند حتی هزار را
بی آنکه کم بیآورد از روی بیست میلیون بردارد
و میتواند از مغازه ی سیدجواد ، هرچه که لازم دارد ،
جنس نسیه بگیرد
و میتواند کاری کند که لامپ "الله "
که سبز بود : مثل صبح سحر سبز بود .
دوباره روی آسمان مسجد مفتاحیان
روشن شود
آخ ....
چقدر روشنی خوبست
چقدر روشنی خوبست
و من چقدر دلم میخواهد
که یحیی
یک چارچرخه داشته باشد
و یک چراغ زنبوری
و من چقدر دلم میخواهد
که روی چارچرخه ی یحیی میان هندوانه ها و خربزه ها
بنشینم
و دور میدان محمدیه بچرخم
آخ .....
چقدر دور میدان چرخیدن خوبست
چقدر روی پشت بام خوابیدن خوبست
چقدر باغ ملی رفتن خوبست
چقدر سینمای فردین خوبست
و من چقدر از همه ی چیزهای خوب خوشم میآید
و من چقدر دلم میخواهد
که گیس دختر سید جواد را بکشم



چرا من اینهمه کوچک هستم
که در خیابانها گم میشوم
چرا پدر که اینهمه کوچک نیست
و در خیابانها گم نمیشود
کاری نمیکند که آنکسی که بخواب من آمده است ، روز
آمدنش را جلو بیندازد
و مردم محله کشتارگاه
که خاک باغچه هاشان هم خونیست
و آب حوضشان هم خونیست
و تخت کفشهاشان هم خونیست
چرا کاری نمیکنند
چرا کاری نمیکنند


چقدر آفتاب زمستان تنبل است


من پله های یشت بام را جارو کرده ام
و شیشه های پنجره را هم شستهام .
چرا پدر فقط باید
در خواب ، خواب ببیند


من پله های یشت بام را جارو کرده ام
و شیشه های پنجره را هم شسته ام .


کسی میآید
کسی میآید
کسی که در دلش با ماست ، در نفسش با ماست ، در
صدایش با ماست


کسی که آمدنش را
نمیشود گرفت
و دستبند زد و به زندان انداخت
کسی که زیر درختهای کهنه ی یحیی بچه کرده است
و روز به روز
بزرگ میشود، بزرگ میشود
کسی که از باران ، از صدای شرشر باران ، از میان پچ و پچ
گلهای اطلسی

کسی که از آسمان توپخانه در شب آتش بازی میآید
و سفره را میندازد
و نان را قسمت میکند
و پپسی را قسمت میکند
و باغ ملی را قسمت میکند
و شربت سیاه سرفه را قسمت میکند
و روز اسم نویسی را قسمت میکند
و نمره ی مریضخانه را قسمت میکند
و چکمه های لاستیکی را قسمت میکند
و سینمای فردین را قسمت میکند
درختهای دختر سید جواد را قسمت میکند
و هرچه را که باد کرده باشد قسمت میکند
و سهم ما را میدهد
من خواب ديده ام ...

منتظر نظراتون هستم فعلا تا آپ بعدی بابای

+نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت11:29توسط سيما | |

سلامممممممممممممممممممم
خوبين؟


اين روزا حالم خوبه كه زود به زود ميام


امروز يه روز خيلي قشنگه يه روزي كه چند روز بود منتظرش بودم كه زود

زود بياد يه روز كه من و خيلي خوش حال ميكنه يه روزي كه هيچ وقت

 فراموشش نميكنم يه روزي كه  هميشه يادم ميمونه و هيچ وقت از يادم

نميره شايد وقتي بهتون بگم چه روزيه تعجب كنيد كه من به خاطر چه چيز

كوچيكي خوش حالم ولي اين چيز كوچيكبراي من يه روز بزرگ و يكي از

بهترين روز هاي عمرم امروز تولد  بهترين دوست منه  كه خيلي هاتونم

 ميشناسينش
امروز تولد طناز عزيز ترين دوست منه http://tannaz2007.blogfa.com

 


هر چند كه خيلي وقت نيست كه با هم دوستيم ولي خيلي زود بهش  عادت

كردم و به اندازهي 2 تا چشمام و شايدم بيشتر دوسش دارم و بهش اعتماد

 دارم
واقعا از ته قلبم خوش حالم


من توسط يكي از فاميلامون با طناز آشنا شدم و از اين كه دوست خوبي

مثل اون دارم بي نهايت خوش حالم


و هميشه خدا رو شكر مي كنم كه طناز و دارم


اين همون دوستيه كه وبلاگ درست كردنو خيلي چيزاي ديگرو به من ياد

دادو كمكم كرد و هميشه پشتم بود و همه چيزو با حوصله برام توضيح مي داد
منم گفتم شايد بتونم با اين آپم يه كم از محبتاشو جبران كنم


دوست عزيزم اي كسي كه با تو محبت و عاطفه را در يافتم اي گل هميشه

 بهارم طناز  تولدت مبارك


اميدوارم كه 1000000 سال در كنار عزيزانت زندگي خوبي داشته باشي و

هميشه تو زندگيت موفق باشي


اميدوارم كه تا آخر عمر اين دوستي ما به همين خوبي ادامه داشته باشه

كه يقين دارم همين طور خواهد بود


دوست دارم بي نهايت تا قيامت با صداقت


                             طناز جونم تولدت مبارك      

                                  


اين آپم با كمك خدا به خوبي و به مناسبت قشنگي تموم شد منتظر نظر

هاي خوشگلتون هستم


مواظب خودتون باشين همتون و دوست دارم موفق باشيد فعلا تا بعد باي
 بوس
 

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت16:54توسط سيما | |

سلام به برو بچ blogfayi


حالتون چه طوره؟


بالاخره بعد از قرنها آپ كردم  ببخشيد دير به دير مي آپم 

 
آخه اين روزا حوصله ي هيچ كاري رو ندارم ولي ديگه ديدم خيلي طولاني شده و منم دلم يراتون تنگ

شده گفتم يه افتخاري بدم


اول از همه چيز بايد يه تشكر حسابي  از همتون بكنم به خاطر اين كه به حرفم توجه

 كردين و يه سري بهدوست خوبم زدين  از همتون ممنمونم


بسته ديگه لوس نشين


براي همتون آرزوي  موفقيت ميكنم عزيزان و اين نوشته هاي كوتاه و قشنگ رو تقديم

ميكنم به همه ي شما دوستاي گلم

 


           تولد
لبخند زدي و آسمان آبي شد
شبهاي قشنگ مهر مهتابي شد
پروانه پس از تولد زيبايت
تا آخر عمر غرق بي تابي شد

 

                رنگين كمان
اي كاش گل بودي و من از باغها مي چيدمت
يا كه طلوعي بودي و از پنجره مي ديدمت 
اي كاش چشمانت ضريحي داشت چون رنگين كمان
هر وقت باران مي گرفت از دور مي بوسيدمت

              

             عشق تو
بر گل به اشتياق تو شبنم گذاشتند
در كوچه هاي عاشق دل غم گذاشتند
  تو مثل ياس پاك و سپيد و مقدسي
نام مرا به عشق تو مريم گذاشتند

 اينم واسه كسايي كه اسمشون مريم 

 

            شكايت
بيا گل شدن را رعايت كنيم
ز پروانه ماندن حمايت كنيم
اگر باد غم شاخه اي را شكست
ز دست هجومش شكايت كنيم

                پرسش
كنار آشنايي تو آشيانه مي كنم
فضاي آشيانه را پر از ترانه مي كنم
كسي سوال مي كند به خاطر چه زنده اي؟
و من براي زندگي ترا بهانه مي كنم

 

           رز عشق
بيا با افق مهرباني كنيم
غم پونه را آسماني كنيم
بيا توي نقاشي قلبمان
رز عشق را ارغواني كنيم

 

                   عادت
بيا مثل مرغان آشفته هجرت كنيم
افق را به مهرباني  پونه دعوت كنيم
بيا مثل پروانه هاي غريب نياز
به مهتاب شب هاي تنهايي عادت كنيم

 

          مشرق عشق
در مشرق دشت خورشيد تويي
در باغ نگاه ياس اميد تويي
بين هزار پونه آن كس كه مرا
چون روح نسيم زود فهميد تويي

 

              غريت انتظار
تو همسفر طلايي خورشيدي
يك باغ پر از ستاره ي اميدي
اي كاش در آن زمان كه مي رفتي زود
از غربت انتظار مي پرسيدي

 

اميد وارم كه خوشتون اومده باشه از نظراي خوبتونم ممنون بازم منو با نظراتون خوش حال كنين
فعلا تا آپ بعدي باي باي 

                                                                               

 

 

+نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت19:0توسط سيما | |

سلام  دوستای گلم 

این ایام سوگواری رو به همتون تسلیت می گم 

منزلگه عشق دل آگاه حسين است بي راهه مرو ساده ترين راه حسين است از مردم گمراه جهان راه چه پرسي نزديک ترين راه به الله حسين است

من اومدم ولی اصلا حال خوبی ندارم چون یکی از دوستای خوبم گرفتار شده  نه تنها من بلکه هیچ

کسی نمی تونه کمکش کنه  وقتی میبینم به کمک احتیاج داره ولی کاری از دستم بر نمیاد خیلی

ناراحت می شم  تنها کاری که می تونم براش بکنم اینه که از خدا بخوام  تا اونو به هر چیز و هر کسی

که می خواد برسونه این فردی که بهتون می گم یکی از دوستای خیلی خوب منه خیلی خوش حال

می شم اگه برین و یه سری به وبلاگش بزنین  . تازه کاره ولی یقین دارم ک شما حمایتش می کنین و

اون رو مثل من به این موقعیتی که دارم میرسونین حتما برین پیشش چون با این کارتون هم من و خوش

 حال می کنین چون می دونم که تونستم یه کاره کوچیکی براش بکنم و هم اونو خوش حال می کنین و

می فهمین که موضوع از چه قراره . اینم آدرس وبش http://www.beginagi.blogfa.com/

از همتون یه دنیا ممنونم .

هوا خیلی سرده و یه عالمه هم که برف اومده پس مواظب خودتون باشید

اسماتون خیلی زیاده واسه همین نمی تونم دونه دونه بگم ولی به هر حال از همتون ممنونم که با

نظرای خوبتون خوش حالم می کنین

دوستام یه سری نوشته های قشنگی رو برام فرستادن که شاید خیلی هاتون داشته باشیدشون ولی

در هر حال قشنگن گفتم واسه شما هم بنویسم

 

عصري است غريب و آسمان دلگير است... افسوس براي دل سپردن دير است... هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت... عيب از من و عشق بي تقصير است

سخته که بخواي با آب خوردن بغضت رو بفرستي پايين ، اما يه دفعه اشک از چشات جاري بشه ... خيلي سخته که کسي رو دوست داشته باشي، اما ندونه ... خيلي سخته که دوسش داشته باشي ، اما نتوني باهاش بموني ... خيلي سخته که ازت بپرسه : حاضري باهام بموني ؟ و تو با اينکه آرزويي جز اين نداري ، فقط بخاطر خودش مجبور باشي بگي : نه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که عشق رو از نگاه کسي بخوني ، اما نتونه بهت بگه

آيا ميدوني خدا چرا بين انگشت هاي دست فاصله قرار داده؟؟؟ تا اين که کسي که تو دوستش داري بياد و با دستاش اون فاصله رو براي هميشه پر کنه پس بيا براي هميشه دستاي منو بگير و قول ميدم که هيچوقت نزارم ترکم کني

 روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبورمي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم

 

در آسمون دله من پرنده پر نمي زنه به كلبه غم زده ام محبت سر نمي زنه ، هر چي غمه ماله منه، بدتر زغم حاله منه، هر جا ميرم اين غصه ها ، چون سايه دنبال منه

اگر منو تو دو برگ بوديم... هنگام خزان ... زودتر از تو ميشكستم و مي افتادم... تا زماني كه تو مي افتي... در آغوشت گيرم

 

هميشه لبخند بزن ولي به يک نفر بخند , همه رو دوست داشته باش ولي به يک نفر عشق بورز .. توي قلب همه باش اما قلبت ماله يک نفر باشه ...

 سعي کن مثل خورشيد زياد نور ندي چون همه از نورت استفاده ميکنن ولي اصلا نگات نميکنن, سعي کن مثل ستاره کم نور بدي تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن

 

يک قطره اشک مى اندازم تو دريا - تا زمانى كه پيداش كنى دوستت دارم. - اگه پيدا كردي اون وقت تو رو فراموش مي كنم


روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم, روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم, روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود

سخته که بخواي با آب خوردن بغضت رو بفرستي پايين ، اما يه دفعه اشک از چشات جاري بشه ... خيلي سخته که کسي رو دوست داشته باشي، اما ندونه ... خيلي سخته که دوسش داشته باشي ، اما نتوني باهاش بموني ... خيلي سخته که ازت بپرسه : حاضري باهام بموني ؟ و تو با اينکه آرزويي جز اين نداري ، فقط بخاطر خودش مجبور باشي بگي : نه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که عشق رو از نگاه کسي بخوني ، اما نتونه بهت بگه

 فکر مي کردم ؛ عاشق شدن يه هنره ؛ کار هر کسي نيست ؛ سخته! بعد فهميدم عاشق کردن چقدر از اون سخت تره ! ديدم اين عاشق ماندنه که کار هر کسي نيست ! اما حالا فهميدم اينکه : هميشه لياقت عشقت رو داشته باشي از همه اين چيزا سخت تره

 خواستم زندگي کنم ، راهم را بستند ستايش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گريستم ، گفتند بهانه است خنديدم ، گفتند ديوانه است دنيا را نگه داريد ، مي خواهم پياده شوم !

خب تموم شد امید وارم که خوشتون اومده باشه

دلم نمیاد برم چون حرفای نگفته ی زیادی دارم ولی باید برم

بازم میام پیشتون

پس تا آپ بعدی شما دو ستای خوبمو به خدای بزرگ می سپارم و مواظب خودتون باشید .

دوستون دارم و تا بعد بای بای      

                                                        

 

+نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت21:2توسط سيما | |

می خواستم از دوستای گلم که همیشه من و کمک کردن و پشتم بودن و برام نظر دادن تشکر کنم .

نادیا - یلدا - هدیه - سها - مهبان - کمند - شقایق- سیمین - امید پردیس -

برهان - آیتین- دو تا امیرها دو تا محمد ها - علیرضا - کلیسای عشق - پریا

مجید - جواد - شکلات - بهار - نرگس - عرفان - زهرا - کامی - رضا - سایه

تیناو امین - افشین - مهدی - پسر خوب و محدثه جونم .چون اسماتون

زیاد بود واسه همین سر آخر . کلی یه جون گذاشتم بازم از همتون ممنون

اگر هم کسی از قلم افتاد شرمنده تا جایی که می تونستم همه رو نوشتم

ولی یه تشکر خیلی مخصوص و ویژه باید از طناز عزیزم بکنم که یکی از

بهترین و عزیز ترین دوستای منه و من خیلی خیلی دوسش دارم .

دیگه سرتونو به درد آوردم پس فعلا تا بعد خدا نگهدار و می بوسمتون  

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت17:41توسط سيما | |

میدونین فرق شما ها با یانگوم چیه ؟؟

اینه که یانگوم  در قصره

ولی شما ها جواهری در قصرین .

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت17:1توسط سيما | |

سلام به برو بچه های  باحال

حالتون خوفه ؟

خوب معلومه که خوفین مگه میشه دوستای من خوب نباشن.

خوب بعد از احوال پرسی نوبتی هم که باشه نوبت چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوبت میرسه به وضعه درسها درسهای من که کم کم داره زیاد

میشه و امتحانات ترمم که داره شروع میشه برام دعا کنین تا

امسال هم بتونم مثل پار سال موفق بشم منم برای شما دعا میکنم .

میخواستم یه کتابی رو بهتون معرفی کنم خودم خریدمو خوندم

من که خیلی خوشم اومد شما ها رو نمیدمنم چون هر کس سلیقه ی  خاص خودشو داره .

رمان هست و موضوعشم عشقولانست . چون خودم خوشم اومد

گفتم به شما ها هم بگم شاید خوشتون اومد .

اسمش هست ( آخرین پری کوچک دریایی) شاید شما هم مثل من

اول که اسمشو بشنوید فکر کنید که بچه گونست یا مسخرست ولی شاید بعد

از خوندنش خوشتون بیاد .

ببخشید اگه دیر آپ میکنم آخه سرم با درسها مشغوله.

ولی دیگه دلم واستون خیلی تنگ شده بود گفتم بیامو یه ذره

باهاتون گپ بزنم .

 

خوب خوشحال شدم فعلا تا بعد خدا نگهدارررررررررررررررررررر.  

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت16:55توسط سيما | |

سلام دوستاي خوبم بازم من اومدم

اين id من هستش sima_rad78@yahoo.com خوش هال می شم اکه برام ایمیل بزنین .

در فکر مطالب جدید هستم و به زودی ثبت می کنم .

 (تابعد خدا نگهدار)

+نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت14:30توسط سيما | |